نتایج یک کارآزمایی بالینی اولیه نشان میدهد این واکسن میتواند پاسخ ایمنی بیماران را تقویت کرده و روند پیشرفت تومور را کندتر کند.
بر اساس نتایج یک کارآزمایی بالینی اولیه که با همکاری پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه واشینگتن در سنتلوئیس انجام شده، یک واکسن شخصیسازیشده برای درمان گلیوبلاستوما نوعی سرطان مغزی سریعالرشد و درمانناپذیر که در ایالات متحده از هر ۱۰۰ هزار نفر، حدود ۴ نفر را مبتلا میکند ایمن است و میتواند پاسخهای ایمنی قوی و گستردهای ایجاد کند. این واکسن در برخی بیماران توانسته پس از جراحی، زمان بقای بدون عود بیماری را افزایش دهد.
در بیمارانی که به یکی از تهاجمیترین انواع گلیوبلاستوما مبتلا بودند، این واکسن عارضه جانبی شدید ایجاد نکرد و در مقایسه با نتایج تاریخی درمان استاندارد شامل جراحی و شیمیپرتودرمانی، بقای کلی بیماران را افزایش داد. یکی از بیماران نیز نزدیک به پنج سال پس از درمان، همچنان بدون عود بیماری زنده است.
نتایج این مطالعه فاز یک که در مرکز سرطان سایتمن وابسته به بیمارستان بارنز-جوییش و دانشگاه واشینگتن انجام شد، ۱۲ می در نشریه Nature Cancer منتشر شد. هدایت این پژوهش بهطور مشترک بر عهده Mass General Brigham و شرکت زیستفناوری Geneos Therapeutics مستقر در فیلادلفیا بود.
تَنر ام. یوهانس، پزشک و پژوهشگر ارشد این مطالعه و استادیار بخش انکولوژی در دانشگاه واشینگتن، گفت:
«ما از این نتایج بسیار دلگرم شدهایم. این نوع واکسن برای گلیوبلاستوما برای نخستین بار به کار گرفته شده و بسیار هیجانانگیز است که ببینیم چگونه میتوان از این پلتفرم درمانی شخصیسازیشده مبتنی بر DNA برای بهبود زندگی بیمارانی که با این بیماری مبارزه میکنند استفاده کرد. همچنین در دانشگاه واشنگتن، درمانهای ترکیبی مبتنی بر این پلتفرم در حال بررسی است تا مشخص شود آیا میتوان نتایج را بیش از این بهبود داد یا خیر.»
واکسنی که سیستم ایمنی را علیه تومور آموزش میدهد
این درمان نوآورانه از مولکولهای DNA مهندسیشده استفاده میکند که برای تحریک سیستم ایمنی بیمار علیه سرطان طراحی شدهاند. هر تومور در هر بیمار، پروتئینهای منحصربهفرد خود را دارد و این واکسن، سیستم ایمنی را فعال میکند تا این پروتئینها را شناسایی کرده و سلولهای توموری را از بین ببرد.
یوهانس توضیح داد که هرچند برخی ایمنیدرمانیهای هدفگرفتهشده علیه گلیوبلاستوما در مطالعات پیشین امیدبخش بودهاند، اما در نهایت نتوانستهاند بهطور مؤثر عود بیماری را به تأخیر بیندازند یا از آن پیشگیری کنند. به گفته او، علت احتمالی این است که گلیوبلاستوما میتواند تکامل پیدا کند و از حمله سیستم ایمنی بگریزد. اما این واکسن بهگونهای طراحی شده که سیستم ایمنی بتواند اهداف متعدد و متنوعی را روی سلولهای سرطانی شناسایی کند. بنابراین حتی اگر تومور برخی از این اهداف را از دست بدهد، باز هم واکسن قادر است علیه اهداف دیگر پاسخ ایمنی ایجاد کند.
تبدیل تومور سرد به تومور داغ
گلیوبلاستوما در دسته تومورهای موسوم به «سرد» قرار میگیرد؛ یعنی محیط تومور بهگونهای است که میتواند از دید سیستم ایمنی پنهان بماند. واکسن مورد استفاده در این کارآزمایی که توسط Geneos Therapeutics توسعه یافته، میتواند تومورهای سرد را به تومورهای داغ تبدیل کند؛ تومورهایی که در برابر نابودی توسط سیستم ایمنی آسیبپذیرتر هستند. بنابراین این واکسن نهتنها با هدفگیری پروتئینهای موجود روی سلولهای سرطانی، بلکه با تغییر محیط تومور به نفع فعال شدن سیستم ایمنی، پاسخ ایمنی بیمار را بهبود میبخشد.
یوهانس گفت:
«ما پلتفرم مبتنی بر DNA را انتخاب کردیم، زیرا این فناوری به ما امکان میداد تعداد بیشتری از پروتئینهای سرطانی را نسبت به هر واکسن دیگری که پیش از این استفاده شده، هدف قرار دهیم. فرض ما این بود که اگر بتوانیم دامنه وسیعتری از پاسخهای ایمنی را علیه این پروتئینها ایجاد کنیم، احتمالاً واکسنی قدرتمندتر از سایر پلتفرمهایی خواهیم داشت که اهداف پروتئینی محدودتری دارند.»
این پلتفرم واکسن مبتنی بر DNA توانست سیستم ایمنی هر بیمار را برای شناسایی و حمله به تا ۴۰ پروتئین سرطانی اختصاصی مربوط به تومور همان بیمار فعال کند؛ یعنی دو برابر بیشتر از هر واکسن درمانی سرطان که تاکنون به کار رفته بود.
اهداف بیشتر، شانس بیشتر برای موفقیت
واکسن مورد استفاده در این مطالعه با نام GNOS-PV01، پروتئینهایی موسوم به نئوآنتیژن را هدف قرار میدهد؛ پروتئینهایی که مختص سلولهای سرطانی هر بیمار هستند و توسط سلولهای ایمنی او قابل شناساییاند. این نئوآنتیژنها با استفاده از الگوریتمی که در دانشگاه واشینگتن توسط زیستشناسان محاسباتی و از نویسندگان مقاله، اوبی گریفیث و ملاکای گریفیث، توسعه یافته بود شناسایی و انتخاب شدند.
یوهانس و همکارانش نئوآنتیژنها را از نواحی مختلف تومور هر بیمار انتخاب کردند؛ روشی که برای افزایش بیشتر تعداد پروتئینهای سرطانی هدفگیریشده در واکسن به کار گرفته شد.
به گفته یوهانس، ایده استفاده از واکسن GNOS-PV01 شرکت Geneos برای درمان گلیوبلاستوما در دانشگاه واشینگتن، از یک پلتفرم واکسن مبتنی بر DNA با فناوری متفاوت الهام گرفته شد که پیشتر برای سرطان پستان توسط ویلیام گیلندرز، از دیگر نویسندگان مطالعه، توسعه یافته بود.
جزئیات کارآزمایی بالینی
در این مطالعه، ۹ بیمار بزرگسال که بهتازگی مبتلا به گلیوبلاستوما تشخیص داده شده بودند، وارد کارآزمایی شدند. همه این بیماران در مرکز سرطان سایتمن تحت درمان قرار گرفتند. پژوهشگران برای هر بیمار، یک مولکول DNA سنتزی تهیه کردند که حاوی اطلاعات منحصربهفرد مربوط به نئوآنتیژنهای تومور او بود. این واکسن در دوران بهبودی پس از جراحی و همزمان با دوره پرتودرمانی بیمار، در واحد مرکزی درمانهای بیولوژیک سایتمن ساخته شد.
تزریق واکسن بهطور میانگین ۱۰ هفته پس از جراحی آغاز شد و به مدت ۹ هفته، هر سه هفته یکبار انجام گرفت؛ پس از آن نیز تا زمانی که بیماران قادر به ادامه مشارکت بودند، هر ۹ هفته یکبار ادامه یافت. در میان شرکتکنندگان، بهجز یک نفر که داروی استروئیدی سرکوبکننده سیستم ایمنی مصرف میکرد، همه بیماران افزایش فعالیت سلولهای ایمنی را نشان دادند؛ که نشانهای از پاسخ به واکسن اشت.
دو سوم بیماران تا شش ماه پس از جراحی، هیچ نشانهای از پیشرفت سرطان نداشتند و دو سوم آنها نیز تا یک سال زنده ماندند. این در حالی است که در حالت معمول، تنها حدود ۴۰ درصد بیماران مبتلا به گلیوبلاستوما به هر یک از این دو نقطه زمانی میرسند.
همچنین یکسوم بیماران پس از دو سال هنوز زنده بودند؛ رقمی که دو برابر نرخ بقای تاریخی در این گروه از بیماران است. یکی از شرکتکنندگان نیز اکنون، نزدیک به پنج سال پس از تشخیص اولیه، همچنان زنده و بدون عود بیماری است.
روایت یک بیمار: نزدیک به پنج سال بدون عود

کیم گارلند، پرستار بازنشسته مدرسه، همراه با همسرش اسکات در شهر کرکوود ایالت میزوری زندگی میکند. در ژوئن ۲۰۲۱، زمانی که ۶۲ سال داشت، هنگام داوطلبی در یک اردوگاه جوانان در آیرنتون، عروسش که او نیز در همان اردوگاه حضور داشت، متوجه شد کیم دچار سردرگمی، فراموشکاری و سردردهای متناوب شده است.
کیم میگوید: «چیزهایی را فراموش میکردم که باید کاملاً برایم بدیهی میبودند.»
اسکن انجامشده در بخش اورژانس یک بیمارستان محلی پس از بازگشت به سنتلوئیس، وجود یک توده ۶.۵ سانتیمتری در مغز او را نشان داد؛ تودهای تقریباً به اندازه یک آووکادوی کوچک. در همان هفته، آلبرت کیم، جراح اعصاب دانشگاه واشینگتن و از نویسندگان مطالعه، جراحی اولیه برای برداشتن تومور را انجام داد. پس از خارج کردن تومور، تشخیص نهایی گلیوبلاستومای درجه ۴ مطرح شد؛ تشخیصی با پیشآگهی بسیار وخیم.
وقتی فرصت شرکت در کارآزمایی بالینی به او پیشنهاد شد، کیم گارلند پذیرفت؛ با این امید که مشارکت او بتواند به بهبود درمانهای آینده کمک کند. پس از دریافت این تشخیص، نه او و نه همسرش اسکات انتظار نداشتند که نزدیک به پنج سال بعد، او همچنان زنده و بدون عود بیماری باشد.
اسکات میگوید:
«ما میدانیم که خوششانس بودهایم که کیم توانسته چنین سطحی از مراقبت را فقط در فاصله ۳۰ دقیقهای از خانهمان دریافت کند. بیماران زیادی را میبینیم که برای درمان مجبورند مسافتهای طولانی طی کنند. اینکه چنین مراقبت و درمانی اینقدر نزدیک به خانه در دسترس ما بوده، واقعاً نعمتی بزرگ است.»
با حمایت تیم درمانی، این زوج اکنون اعتمادبهنفس بیشتری برای برنامهریزی بلندمدت پیدا کردهاند؛ از جمله یک سفر تابستانی که مدتها به تعویق افتاده بود و گذراندن زمان بیشتر با فرزندان و ۱۵ نوهشان. این در حالی است که پس از تشخیص اولیه، زندگی آنها عملاً به برنامهریزی هفتهبههفته محدود شده بود.
گامی رو به جلو در توسعه واکسنهای سرطان
گاوین دان، از نویسندگان ارشد مطالعه و انکولوژیست جراحی اعصاب در Mass General Brigham Cancer Institute، گفت: «واکسنهای سرطان سابقهای طولانی دارند و توسعه واکسنهای درمانی شخصیسازیشده که نئوآنتیژنها را هدف قرار میدهند، اکنون رویکردی بسیار امیدبخش در گلیوبلاستوما و سایر سرطانها به شمار میرود. اجرای چنین برنامههایی به سطح بالایی از کار تیمی یکپارچه نیاز دارد و ما خوششانس بودهایم که با اعضای متعهد بسیاری در این مسیر همکاری کردهایم.»
سرطان کیم گارلند و سایر بیماران این کارآزمایی، از زیرنوع MGMT بدون متیلاسیون بود؛ نوعی از گلیوبلاستوما که درمان آن بهویژه دشوار است، زیرا به گزینههای درمانی موجود مانند شیمیدرمانی پاسخ مناسبی نمیدهد.
به گفته یوهانس، گام بعدی این است که اثربخشی این واکسن در گروه بزرگتری از بیماران ارزیابی شود و درمان به همه انواع گلیوبلاستوما گسترش یابد. هدف او و همکارانش این است که پاسخ به واکسن بهبود یابد تا بیماران بیشتری بتوانند از مزایایی مشابه آنچه کیم گارلند تجربه کرده، بهرهمند شوند.
خانواده گارلند میگویند دانستن اینکه مشارکت آنها در این مطالعه احتمالاً به پیشرفت مراقبت و درمان کمک کرده، برایشان مایه آرامش است؛ هرچند هنوز هم پیش از هر جلسه پیگیری، با این نگرانی روبهرو میشوند که شاید تومور کیم بازگردد.
اسکات در پایان میگوید:
«امیدواریم پژوهشهایی از این دست، روزی باعث شود شنیدن تشخیص گلیوبلاستوما برای بیماران و خانوادههایشان تا این اندازه هراسآور نباشد. شاید آن روز بتوان به بیمار گفت: “شما به این سرطان مبتلا شدهاید، اما قابل درمان است.” ما خودمان را خوششانس میدانیم که در زمان و جای مناسبی قرار گرفتیم؛ اینکه توانستیم بخشی از این کارآزمایی بالینی باشیم و هرچند کوچک، در مبارزه با این بیماری سهمی داشته باشیم، برای ما ارزشمند است.»
منبع: https://medicine.washu.edu/news/personalized-vaccine-shows-promise-against-aggressive-brain-cancer/



